السيد علي الحسيني الميلاني

237

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

اميرالمؤمنين عليه السلام مطلع و خشمگين نمىشد ، حتى اين مقدار از حوادث ، اگرچه از « منظر صاحبان قدرت » باشد به دست ما نمىرسيد . دوم : عمر ضمن خطبهء خود ادعا مىكند آياتى در قرآن بوده و حذف شده است و اين موضوع بيان‌گر تحريف و نقصان قرآن است . به عبارت ديگر عمر بن خطاب قائل به تحريف قرآن بوده است ، پس بايد اهل تسنّن اين مشكل را نيز پاسخ بدهند . طرح شورا و جلوگيرى از بيعت با توجه به مطالبى كه گذشت ، روشن شد كه شورا در سال 23 هجرى از سوى عمر مطرح شد و پيش از آن اساساً سخنى از شورا نبوده است . از روايت عمر استفاده مىشود كه طرح مسئله شورا به جهت پيش‌گيرى از اقدام طرفداران حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام براى بيعت با ايشان بوده است . هم‌چنين برخى قرائن حاكى از آن است كه در زد و بندهاى سياسى ميان بنو اميه و عمر بن خطاب ، قرار بر آن بود كه پس از عمر ، عثمان بن عفان جانشين وى گردد . بدين منظور عمر مسئله شورا را طراحى كرد تا از اين طريق به اهداف از قبل تعيين شده دست يابد . در نتيجه اگر جاسوسان خبر تصميم اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام را به عمر منتقل نمىكردند ، چيزى به نام شورا مطرح نمىشد و عمر به سادگى و با وصيت ، عثمان را به عنوان جانشين خود معرفى مىكرد . با بررسى تحليلى تاريخ به اين نتيجه مىرسيم كه عثمان در خلافت عمر نقش مهمى را ايفا كرد و در عوض اين كار قرار بر آن شد كه عمر نيز زمينه را براى خلافت عثمان فراهم سازد . بر اساس مدارك اهل تسنّن ، ابوبكر به هنگام وصيت و پس از گفتن جملهء هذا ما